|
|
|
||||
|
می دونید فرق خسران و ضرر چیه؟ اگه ضرر متوجه اصل سرمایه بشه میشه خسران، فرض کنید یه سکه دارید، امروز که قیمتش بالا رفته اگه بخواهید بفروشیدش اما نتونید عملا ضرر میکنید اما حالا فرض کنید که سرمایه تون رو روی یخ گذاشتید، اگه نتونید بفروشیدش عملا دچار خسران میشید چون یخ آب میشه و چیزی از سرمایه تون براتون نمی مونه... حالا دیگه خوب می دونم چرا ان الانسان لفی خسر... و جالبه که خدا بلافاصله اعلام می کنه که چه جوری میشه از اون خسران جلوگیری کرد: الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
*این نوشته برداشتی آزاد از برنامهی درسهایی از قرآن روز 5 شنبه، 21 شهریور 87 است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:11 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در تفسیر عسکری"ع " از امیرالمؤمنین "ع " نقل شده که فرمود: از رسول خدا"ص" شنیدم که فرمود : درگذشته دو پادشاه بودند ، یکی مؤمن به خداوند بود و دیگری کافر.پادشاه کافر مریض ، خود به ماهی راغب گشت در حالی که هنگام صید ماهی نبود.زیرا آن ماهی که او می خواست درآن هنگام داخل دریا بودند . درنتیجه پزشکان او را از حیاتش مایوس ساختند و گفتند: جانشین خود را تعیین کن چون حیات تو و شفای تو بوسیله آن ماهی ست که به آن فعلا دسترسی نیست . پس خداوند ملکی را تعیین کرد که ماهی ها را به جایی ببرد که شکارش آسان است. لذا ماموران پادشاه ماهی ها را گرفتند، پادشاه خورد از مرض شفا یافت. از قضا بعدا آن پادشاه مؤمن بیمار شد ولی مرض او در زمانی بود که آن ماهی ها درشط ها بودند و به دریا نمی رفتند. پزشکان گفتند: شفای بیماری تو فلان ماهی است. بعد هم گفتند: خوشحال باش. چون حالا موقع صید آن ماهی ست. خداوند ملکی را مامور کرد که آن ماهی ها را از داخل شط ها به داخل دریاها برانند که صید آن مقدور نباشد.از این رفتار خداوند،ملائکه و اهل زمین دچارشگفتی شدند،حتی نزدیک بود فتنه ای برپا شود.لذا خدا به ملائکه و پیامبر زمان وحی فرمود که : من خداوند کریم و فضل دهنده هستم و قادرهم می باشم. هرچه که بخواهم بدهم، می دهم و به احدی ستم نمی کنم.اما این که دیدید شکار ماهی را برایش آسان کردم آن هم درغیر موقع شکار، برای این بود که او یک عمل خوبی انجام داده بود و بر من حق بود که عمل نیک او را ضایع نکنم تا روز قیامت به حسابش برسم و ضمنا این پاداش را به وی دادم که در نامه ی عملش حتی یک ثواب نباشد تا روزقیامت بواسطه ی کفرش داخل جهنم شود. ولی از آن پادشاه مؤمن وعابد ماهی را منع کردم بواسطه ی این بود که او یک گناهی مرتکب شده بود، خواستم با این عمل اثر آن گناه را از نامه ی اعمالش محو کنم تا روزی که به ملاقات من می آید ، گناهی نداشته باشد تا داخل بهشت بشود .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:40 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرصتی شد که گشتی در شهر کتاب بزنم، من عاشق گشتن بین کتابها هستم و این بار چند تا کتاب خریدم که به تدریج معرفی خواهم کرد. در حال حاضر مشغول خواندن کتاب زیر هستم:
داستان های نامنتظره نویسنده: رولد دال مترجم: گیتا گرکانی انتشارات کاروان انتشارات کاروانمن هنوز فقط چیزی در حدود یک سوم کتاب رو خواندهام اما حقیقتا به نظرم کتاب جالبی اومد. بذارید براتون نوشتهی پشت جلد کتاب رو اینجا بیارم: داستانهای نامنتظره شانزده داستان برگزیده از رولد دال، استاد داستانهای تکاندهنده، شامل تعدادی از بهترین و مضحکترین مخلوقات اوست. رولد دال یکی از بزرگترین و مشهورترین نویسندگان انگلستان است و مجله تایمز اورا یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما نامید که داستانهای او آثار کلاسیک آینده خواهد بود. هر داستان این مجموعه گرهی حیرتآور در خود دارد... هر داستان با حوادثق دور از انتظار ترسناک همراه است و هر کدام از قصهها ساختاری بینقص و بهترین و ظریفترین شکل طنز سیاه را به نمایش میگذارد. داستانهای کوتاه رولد دال نمونهای است برای هر کس که میخواهد داستان کوتاه بنویسد یا بخواند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:40 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمی دونم دیدید یا نه اما شبا تکرار سریال صاحبدلان رو که فکر کنم دو سال پیش تلویزیون در ماه مبارک رمضان پخش میکرد میذاره، من پیش از پخش این سریال هم به خیلی از این مفاهیم که تو این سریال مطرح میشه اعتقاد داشتم. به آیات الهی و این که خیلی از چیزهای تاریخ برای ما هم تکرار می شه و قرار نیست که این قرآن که یک بار نازل شده دیگه تا قیام قیامت مصداق یک کتاب قصه باشه که باید فقط خواندش، میدونستم که همه ما به نوعی با جریانهایی تو زندگیمون مواجه میشیم که ازمون انتظار میره از آیات باهرهی الهی پند بگیریم و بهشون عمل کنیم. همهی اینها باورهام بود اما... تو سالی که گذشت اتفاقاتی برام افتاد که دیدم تو گیر و دار دردسرهای پیشبینی نشدهی زندگی سخته که به این باورها جامهی عمل بپوشونم، سخته کاری رو بکنم که داعیهی انجامش رو داشتم، فهمیدم که زندگی خیلی چیزهاش نیاز به دانش تنها نداره، خیلی جاها لازمه که چیزی ملکهی ذهن آدم بشه تا بتونه به موقع واکنش مناسب نشون بده... رانندگی رو تصور کنید، تو 10 جلسهی 5/1 ساعته میشه آموزش دید و یاد گرفت و گواهینامه رو هم گرفت، اما یقیناً مدتها طول میکشه که کسی اون قدر مهارت پیدا کنه که بتونه توی جاده رانندگی کنه، رانندگی توی جاده اصولش با رانندگی پشت فرمان ماشین تعلیم فرقی نداره اما تو جاده لازمه که اونقدر بدن و ذهن آدم هماهنگ باشند که اگه سانحهای پیش آمد و در لحظه مجبور به تصمیم گیری شد بتونه واکنش درست و به جایی نشون بده، بدون این که نیاز به فکر کردن داشته باشه سرعت را کم یا زیاد کنه، با تخمین شرایط فرمان رو بگردونه و ... خلاصه اونجا جای این نیست که بخواد اونچه رو که یاد گرفته قدم به قدم تو ذهنش مرور کنه و انجام بده... اهمیت زندگی اگه بیشتر از رانندگی نباشه یقیناً کمتر نیست و بی تردید سختتر و پرخطرتر از اون هم میتونه باشه ... به هر حال این درسی بود که من از رمضان پیش تا امسال گرفتم و هرچند برام خیلی گران تمام شد میارزید.
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:36 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هرکس تو زندگیش به به چیزهایی بهای زیادی میده، جوری انرژیش رو روی اون چیزها میذاره، انگار که دارایی هستیشه. مثلا یکی تمام همّ و غمش میشه درسش، یکی دینش، یکی دنیاش... خلاصه بعیده که کسی باشه که تو زندگیش چیز خاصی نباشه که براش خیلی مهم باشه و زیاد بهش توجه کنه. حالا حسابش رو بکنید که آدم همه سرمایهی زندگیش رو یه جا گذاشته باشه و بعد یهو ببینه که انگار آتش به انبار کاه خورده هیچی ازش نمونده. وای به روزی که همه همّ و غمت رو برای کسی گذاشته باشی، سالهای سال، نه یک سال و دو سال که شاید چیزی در اندازهی نیمی از عمرت یا حتی بیشتر، اونوقت اون نه تنها قدر ندونه بلکه ازت طلبکار هم باشه ... البته آدم حقشه! هرکی رو آدمها سرمایه گذاری کنه؛ هر کس برای رضای خلق خدا کار کنه، به جای خدا، حقشه که آدمها امیدش رو ناامید کنن... من این روزها چیزی از جنس این خسران را تجربه می کنم، راستش خیلی تلخ و دردناکه اما بازم خدا رو شکر که رسیدن به این حس، به این حسرت، نمونده برا قیامتم، بازهم خدا رو شکر که تو دنیا فهمیدم که سرمایه گذاری روی خوش آمد آدمها سر تا پاش ضرره... امیدوارم که خدا کمکم کنه با این حس و حال کنار بیام و بتونم همه چیز رو بسپرم به خدا و دادگاه عدل الهی.... من که می دونم که کم نذاشتم، امیدم به عدالت خداست و بس.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 12:23 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک آشنا مطلبی نوشته بود که بهانهای شد برای این که از اون موضوع مطروحهی ایشون حرف بزنم... از نظر من سیاست چیز زیاد خوشایندی نیست: آدمها رو وامیداره به دروغ، به ادعاهای باطل، و شاید از همه مهمتر به فراموشی... به نظر من این هستهای شدن ایران هم یک بار اکیداً سیاسی داره و معناش به هیچ وجه این نیست که ما اون جور که ادعا میکنند گام بزرگی در مسیر رشد و ترقی پیمودهایم، اصلا از اول هم قرار نبوده این دستیابی به فناوری هستهای برای مردم ایران آب و نان و سرپناهی برای باد و باران یا سدی برای سیلهای خانمان برانداز یا پناهگاهی برای هر بلای طبیعی دیگه بشه، این فناوری یه عنوان دهن پرکنه... من زیاد اهل سیاست و نقدها و نقلهای سیاسی نیستم اما آدم دلش میسوزه که کشوری با این پهنا با این همه ذخایر گوناگون طبیعی داره اون وقت اینقدر با بی کیاستی اداره میشه که زندگی مردمش از سختترین زندگیهای مردم دنیاست، که واحد پولش جزء کم ارزشترین واحدهای پول دنیاست، روی منبع عظیم گاز نشستهایم و صفهای گازمون ساعتهای گرانبهای عمر آدمها رو تلف می کنه، با این همه ادعا که داریم تابستونها آب و برق نداریم و زمستانها گاز... شما رو به خدا کاری به این انرژی هستهای نداشته باشید وقتی ما توان استفاده از انرژی های کلاسیک! دنیا رو در حد و اندازهی قابل قبول نداریم سادهلوحانه است که باور کنیم که این انرژی هستهای قراره برای ما کاری رو بکنه که یه مثقال دانش و لیاقت دولتمردان میتونه ظرف چند ماه انجام بده و سالهاست که نداده... به این کیک زرد و روز ملی فناوری هستهای کاری نداشته باشید، حکایتش شبیه ملی شدن نفته که تا سالها بیشتر یک عنوان دهان پرکن بود و پول و سودش همچنان به جیب اجانب میرفت و ما خوش بودیم که نفتمون ملی شده! من آرزو میکنم که روزی بیاد که مردم به جای باور کردن حرفهای ... صاحبان مناصب افعالشون رو ملاک ارزیابیشون قرار بدن، اینجوری کمترین حسن ماجرا اینه که به خاطر عملی نشدن اون همه دروغ و دغل سرخورده نمیشن... ما که منتظران خوبی برای حضرت نیستیم اما خدایی کار دنیامون اونقدر گیر هست که اگه عاقل باشیم دست از دعا برای گشایش برنداریم تا روزی که فرج آقامون برسه.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 21:10 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کتاب کوچک خرد زندگی از دریچه حکمت دکتر شاهرخ شاه پرویزی انتشارات فراروان
و چند جمله از کتاب: شکست همیشه نتیجه یک اشتباه نیست ممکن است آن بهترین کاری بوده که می توانستی تحت شرایطی خاص انجام دهی اشتباه واقعی دست برداشتن از سعی و تلاش است. بی.اف.اسکینر
بدون شور و شوق تاکنون هیچ کار بزرگی صورت نگرفته است. * پاداش کاری که به خوبی انجام شده است این است که آن را انجام داده اید. * نشان قطعی خرد دیدن معجزات در همه جاست. رالف والدو امرسن
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 21:47 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هیچ دنبال آرزوهاتون بودید؟ از کدوم دسته از آدمها هستید؟ اونهایی که میذارند زندگی براشون تصمیم بگیره یا اونها که زندگیشون رو اونجور که دوست دارند میسازند؟ بودن جزء هر کدوم از این دستهها یک سری منافع و یه سری سختیها داره. گروه اول میتونن بدون این که لطمهی زیادی بخورند با دنیای اطرافشون کنار بیان و از آنچه که پیش میآد راضی و خشنود باشن هرچند که ممکنه آمادگی اینو نداشته باشند که با شرایط و ناملایمات بجنگند و به این ترتیب از خودشون فرصت رسیدن به خیلی از خواستههاشون رو می گیرند. گروه دوم احتمالا باید ناملایمات بیشتری رو تحمل کنند در عوض به لذت رسیدن به آنچه که میخواهند میرسند. من به شخصه بودن در گروه دوم رو با وجود همهی سختیهای انکارناپذیرش ترجیح میدم. هیچ دوست ندارم که جریانهای فکری و بعضا غیرفکری جامعه، سنتهای غلط و محیط اطرافم منو با خودش هر روز به سمتی پرت کنه. من بر این باورم که هر کدوم از ما در نهایت مسئول اعمال و رفتار خودشه، اگه تو دنیا به اونچه که میخوایم نرسیدیم و چیزی شدهایم که با تمایلاتمون فاصلهی زیادی داره باید به گذشته رجوع کنیم و ببینیم کجا راهمون رو از هدفمون کج کردیم و به سمتی رفتیم که منتهی به اینجایی شده که الان هستیم... برای من رسیدن به این نکته زمان زیادی طول کشید و نیروی زیادی هم ازم گرفت. امیدوارم برای هیچ کس رسیدن به این باور اونقدر دردناک و طاقت فرسا نباشه... میگن فرق دنیا با مدرسه در اینه که در مدرسه اول درس میدن و بعد امتحان میگیرند در حالی که در دنیا اول امتحان میگیرند و بعد درس میدن. براتون امتحانات آسونی آرزو نمیکنم چون اگه امتحانها زیاد هم آسون باشند درسهاش هم زیاد به درد نخواهند خورد، اما آرزو میکنم که شما بتونید سختتر از امتحاناتتون باشید. یادم باشه صبر و شکیبایی قطرهی آب میتونه از دل سنگ خارا هم راهی برای عبورش باز کنه. می گن روزه تمرین صبره، خدا کنه آخر این ماه اسممون در ردیف صابرین قرار بگیره و با مدرکی شایسته از این کلاس فراغ التحصیل بشیم.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:41 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتی به دنیای اطراف نگاه میکنید حس نمیکنید دنیا این چند سال اخیر خیلی بد شده؟ دیگه جدا گاهی حس میکنم به هیچوجه جای زندگی نیست. انگار داریم تو میدون جنگ زندگی میکنیم و گاهی حتی از اون بدتر در باتلاقی انباشته از کثافات. گاهی حالم از همهی این خودخواهیهای آدمها به هم می خوره. همیشه به این فکر کردهام که حیوانات درنده فقط در حدی شکار میکنند که گرسنگیشون برطرف بشه. یه شیر که به یه گله میزنه همه گله رو نمیدره اما آدمها کاری میکنند که ردی از شکارشون هم باقی نمونه. این آدمهای سبع بیهمه چیز حالم رو به هم میزنند. مهم نیست که طرفدار کدوم دین و آییند ودر کدوم منصب هر چه که هستند خون مردم رو توی شیشه میکنند... می گن که روزی خواهد آمد و این همه تلاطم برای هیچ را نیست خواهد، خواهد آمد اگر ما راه آمدنش را هموار کنیم نه با حرف که چه بسیارند مدعیان بیعمل بلکه با عمل بیادعا... "شاید این جمعه بیاید ... شاید"
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:13 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مهمانی بزرگ خدا از راه رسید. امسال متاسفانه حسابی درگیر بودم و این شد که اصلا فرصتی دست نداد که هیچ جور برای این مهمانی مهم آماده بشم. خیلی مضحکه که وقتی برای یک مهمونی معمولی دعوت می شیم کلی از قبل به این فکر می کنیم که چی بپوشیم که مناسب حال اون مهمانی و میزبانش باشه اما شان و مقام میزبانی چون خدا رو خیلی ساده فراموش میکنیم. البته شاید یکی از دلایل عمده ی این نسیان این باشه که باور نداریم که مهمان خدا هستیم و این دور از انتظار هم نیست. مایی که هر روز از انواع نعمات الهی بهره مند میشیم و خدا رو با اون همه لطف و مهربونی فراموش می کنیم و تا دچار مشکلی نباشیم کمتر پیش میاد که به خدا از صمیم قلب توجه کنیم چه طور میشه که تو این ماه که بیشترش به امساک از نعمتهایی می گذره که ۱۱ ماه سال بی توجه به اهمیتشون ازشون بهره مندیم احساس کنیم که سر سفره ی گسترده ی الطاف خداوند هستیم... من به خودم می گم بیش و پیش از همه . امیدوارم که این سال خدا لطفی کنه و من نافهم هم چیزی از عظمت این ماه درک کنم که میدونم دور نیست قیامت و بی شک اونجا بابت همه لحظات و ایام رفته ی عمرم که در غفلت و بیخبری گذشته حسرت خواهم خورد. تو لحظات خوش مناجاتتون با خدا برای فرج هم دعا کنید که گشایش کار دنیا در فرج است. براتون روزها و شبای نابی آرزو می کنم
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 21:15 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حسابی کار دارم. امیدوارم که زودتر ۱۴ شهریور بیاد البته با این امید که از عهده ی کارهام به خوبی بربیام. برام دعا کنید (سوره 1- حمد- آیه 2- بخش دوم) الْحَمْدُ للَّهِ رَب الْعَلَمِينَ ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است
5- اما كلمه ((رب )) در اصل به معنى مالك و صاحب چيزى است كه به تربيت و اصلاح آن مى پردازد و كلمه ((ربيبه )) كه به دختر همسر انسان گفته مى شود از همينجا گرفته شده است ، زيرا او هر چند از شوهر ديگرى است ولى زير نظر پدر خوانده اش پرورش مى يابد. اين كلمه بطور مطلق تنها به خدا گفته مى شود، و اگر به غير خدا اطلاق گردد حتما به صورت اضافه است مثلا مى گوئيم ((رب الدار)) (صاحب خانه ) ((رب السفينة )) (صاحب كشتى ). در تفسير ((مجمع البيان )) معنى ديگرى نيز بر آن افزوده است و آن شخص بزرگى است كه فرمان او مطاع مى باشد، اما بعيد نيست كه هر دو معنى به يك اصل باز گردد. 6- كلمه ((عالمين )) جمع عالم است و عالم به معنى مجموعه اى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و يا زمان و مكان مشترك هستند، مثلا مى گوئيم عالم انسان و عالم حيوان و عالم گياه ، و يا مى گوئيم عالم شرق و عالم غرب عالم امروز و عالم ديروز، بنابراين ((عالم )) خود به تنهائى معنى جمعى دارد و هنگامى كه به صورت ((عالمين )) جمع بسته مى شود اشاره به تمام مجموعه هاى اين جهان است . در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه جمع با((ين )) معمولا براى جمع عاقل است در حاليكه همه عالمهاى اين جهان صاحبان عقل نيستند، به همين دليل بعضى از مفسران كلمه عالمين را در اينجا اشاره به گروه ها و مجموعه هائى از صاحبان عقل مى دانند مانند فرشتگان و انسانها و جن . اين احتمال نيز وجود دارد كه اين جمع بخاطر تغليب باشد (منظور از تغليب اين است كه مجموعهاى از صاحبان صفات مختلف را با وصف صنف برتر توصيف كنيم ). 7- نويسنده تفسير((المنار)) مى گويد: از جد ما امام صادق (عليه السلام ) كه رضوان خدا بر او باد چنين نقل شده كه مراد از ((عالمين )) تنها انسانها هستند. سپس اضافه مى كند در قرآن نيز ((عالمين )) به همين معنا آمده است مانند ((ليكون للعالمين نذيرا)): خداوند قرآن را بر بندهاش فرستاد تا جهانيان را انذار كند (سوره فرقان آيه 1) ولى اگر موارد استعمال عالمين را در قرآن در نظر بگيريم خواهيم ديد كه هر چند كلمه عالمين در بسيارى از آيات قرآن به معنى انسانها آمده است ولى در پاره اى از موارد معنى وسيعترى دارد، و انسانها و موجودات ديگر جهان را در بر مى گيرد، مانند ((فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين )): ستايش مخصوص خدا است كه مالك و پروردگار آسمانها و زمين ، مالك و پروردگار جهانيان است )) (جاثيه آيه 36). و مانند ((قال فرعون و ما رب العالمين قال رب السموات و الارض و ما بينهما)): ((فرعون گفت پروردگار عالميان چيست ؟ موسى در پاسخ گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است )) (آيه 23 و 24 سوره شعراء). جالب اينكه در روايتى كه صدوق در كتاب ((عيون الاخبار)) از على (عليه السلام ) نقل كرده چنين مى خوانيم : ((كه امام عليه السلام در ضمن تفسير آيه الحمدلله رب العالمين فرمود: رب العالمين هم الجماعات ، من كل مخلوق من الجمادات و الحيوانات : ((رب العالمين اشاره به مجموع همه مخلوقات است اعم از موجودات بى جان و جاندار)). اما اشتباه نشود كه در ميان اين روايات تضادى وجود ندارد، زيرا اگر چه كلمه عالمين مفهومش گسترده و وسيع است ، ولى از آنجا كه گل سر سبد مجموعه موجودات جهان انسان مى باشد، گاهى انگشت روى او گذارده مى شود، و بقيه را تابع و در سايه او مى بيند، بنابراين اگر در روايت امام سجاد (عليه السلام ) تفسير به انسانها شده بخاطر آن است كه هدف اصلى در اين مجموعه بزرگ انسانها هستند. 8- اين نكته نيز قابل توجه است كه بعضى عالم را به دو گونه تقسيم كرده اند: عالم كبير و عالم صغير، و منظورشان از عالم صغير وجود يك انسان است ، چرا كه وجود يك انسان خود به تنهائى مجموعه اى است از نيروهاى مختلفى كه حاكم بر اين عالم بزرگ مى باشد، و در حقيقت انسان نمونه بردارى از همه جهان است . آنچه سبب مى شود كه مخصوصا ما روى مفهوم وسيع عالم تكيه كنيم آن است كه بعد از جمله الحمدلله آمده در اين جمله همه حمد و ستايش را مخصوص خدا مى شمريم ، سپس رب العالمين را به منزله دليلى بر آن ذكر مى كنيم ، مى گوئيم : همه ستايشها مخصوص او است چرا كه هر كمالى و هر نعمتى و هر موهبتى كه در جهان وجود دارد مالك و صاحب و پروردگارش او مى باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:33 توسط ریحانه
|
|
|||||
|
|||||