تبليغاتX
به بهانه ی ...

 حسابی کار دارم. امیدوارم که زودتر ۱۴ شهریور بیاد البته با این امید که از عهده ی کارهام به خوبی بربیام. برام دعا کنید

(سوره 1- حمد- آیه 2- بخش دوم)

 الْحَمْدُ للَّهِ رَب الْعَلَمِينَ

ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است

 5- اما كلمه ((رب )) در اصل به معنى مالك و صاحب چيزى است كه به تربيت و اصلاح آن مى پردازد و كلمه ((ربيبه )) كه به دختر همسر انسان گفته مى شود از همينجا گرفته شده است ، زيرا او هر چند از شوهر ديگرى است ولى زير نظر پدر خوانده اش پرورش مى يابد.

اين كلمه بطور مطلق تنها به خدا گفته مى شود، و اگر به غير خدا اطلاق گردد حتما به صورت اضافه است مثلا مى گوئيم ((رب الدار)) (صاحب خانه ) ((رب السفينة )) (صاحب كشتى ).

در تفسير ((مجمع البيان )) معنى ديگرى نيز بر آن افزوده است و آن شخص بزرگى است كه فرمان او مطاع مى باشد، اما بعيد نيست كه هر دو معنى به يك اصل باز گردد.

6- كلمه ((عالمين )) جمع عالم است و عالم به معنى مجموعه اى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و يا زمان و مكان مشترك هستند، مثلا مى گوئيم عالم انسان و عالم حيوان و عالم گياه ، و يا مى گوئيم عالم شرق و عالم غرب عالم امروز و عالم ديروز، بنابراين ((عالم )) خود به تنهائى معنى جمعى دارد و هنگامى كه به صورت ((عالمين )) جمع بسته مى شود اشاره به تمام مجموعه هاى اين جهان است .

در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه جمع با((ين )) معمولا براى جمع عاقل است در حاليكه همه عالمهاى اين جهان صاحبان عقل نيستند، به همين دليل بعضى از مفسران كلمه عالمين را در اينجا اشاره به گروه ها و مجموعه هائى از صاحبان عقل مى دانند مانند فرشتگان و انسانها و جن .

اين احتمال نيز وجود دارد كه اين جمع بخاطر تغليب باشد (منظور از تغليب اين است كه مجموعهاى از صاحبان صفات مختلف را با وصف صنف برتر توصيف كنيم ).

7- نويسنده تفسير((المنار)) مى گويد: از جد ما امام صادق (عليه السلام ) كه رضوان خدا بر او باد چنين نقل شده كه مراد از ((عالمين )) تنها انسانها هستند. سپس اضافه مى كند در قرآن نيز ((عالمين )) به همين معنا آمده است مانند ((ليكون للعالمين نذيرا)): خداوند قرآن را بر بندهاش فرستاد تا جهانيان را انذار كند (سوره فرقان آيه 1)

ولى اگر موارد استعمال عالمين را در قرآن در نظر بگيريم خواهيم ديد كه هر چند كلمه عالمين در بسيارى از آيات قرآن به معنى انسانها آمده است ولى در پاره اى از موارد معنى وسيعترى دارد، و انسانها و موجودات ديگر جهان را در بر مى گيرد، مانند ((فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين )): ستايش مخصوص خدا است كه مالك و پروردگار آسمانها و زمين ، مالك و پروردگار جهانيان است )) (جاثيه آيه 36).

و مانند ((قال فرعون و ما رب العالمين قال رب السموات و الارض و ما بينهما)): ((فرعون گفت پروردگار عالميان چيست ؟ موسى در پاسخ گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است )) (آيه 23 و 24 سوره شعراء).

جالب اينكه در روايتى كه صدوق در كتاب ((عيون الاخبار)) از على (عليه السلام ) نقل كرده چنين مى خوانيم : ((كه امام عليه السلام در ضمن تفسير آيه الحمدلله رب العالمين فرمود: رب العالمين هم الجماعات ، من كل مخلوق من الجمادات و الحيوانات : ((رب العالمين اشاره به مجموع همه مخلوقات است اعم از موجودات بى جان و جاندار)).

اما اشتباه نشود كه در ميان اين روايات تضادى وجود ندارد، زيرا اگر چه كلمه عالمين مفهومش گسترده و وسيع است ، ولى از آنجا كه گل سر سبد مجموعه موجودات جهان انسان مى باشد، گاهى انگشت روى او گذارده مى شود، و بقيه را تابع و در سايه او مى بيند، بنابراين اگر در روايت امام سجاد (عليه السلام ) تفسير به انسانها شده بخاطر آن است كه هدف اصلى در اين مجموعه بزرگ انسانها هستند.

8- اين نكته نيز قابل توجه است كه بعضى عالم را به دو گونه تقسيم كرده اند: عالم كبير و عالم صغير، و منظورشان از عالم صغير وجود يك انسان است ، چرا كه وجود يك انسان خود به تنهائى مجموعه اى است از نيروهاى مختلفى كه حاكم بر اين عالم بزرگ مى باشد، و در حقيقت انسان نمونه بردارى از همه جهان است .

آنچه سبب مى شود كه مخصوصا ما روى مفهوم وسيع عالم تكيه كنيم آن است كه بعد از جمله الحمدلله آمده در اين جمله همه حمد و ستايش را مخصوص خدا مى شمريم ، سپس رب العالمين را به منزله دليلى بر آن ذكر مى كنيم ، مى گوئيم : همه ستايشها مخصوص او است چرا كه هر كمالى و هر نعمتى و هر موهبتى كه در جهان وجود دارد مالك و صاحب و پروردگارش او مى باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط ریحانه  | 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

بنام خداوند بخشنده بخشايشگر

  در اينجا توجه به يك نكته لازم است و آن اينكه ما در همه جا بسم الله مى گوئيم چرا نمى گوئيم  "بسم الخالق " يا "  بسم الرازق"  و مانند آن ؟!

نكته اين است كه " الله"  چنانكه به زودى خواهيم گفت ، جامعترين نامهاى خدا است و همه صفات او را يكجا بازگو مى كند، اما نامهاى ديگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقيت و رحمت او و مانند آن .

از آنچه گفتيم اين حقيقت نيز روشن شد كه گفتن "بسم الله " در آغاز هر كار هم به معنى " استعانت جستن " به نام خدا است ، و هم "شروع كردن به نام او " و اين دو يعنى "استعانت " و "شروع " كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكيك كرده اند و هر كدام يكى از آن دو را در تقدير گرفته اند به يك ريشه باز مى گردد، خلاصه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم .

به هر حال هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى كنيم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم ، مطمئن تر باشيم ، بيشتر كوشش كنيم ، از عظمت مشكلات نهراسيم و ماءيوس نشويم ، و ضمنا نيت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنيم .

و اين است رمز ديگر پيروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.

گر چه هر قدر در تفسير اين آيه سخن بگوئيم كم گفته ايم چرا كه معروف است على (عليه السلام ) از سر شب تا به صبح براى "ابن عباس " از تفسير "بسم الله " سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسير "با " بسم الله فراتر نرفته بود.
"عبدالله بن يحيى " كه از دوستان امير مؤ منان على (عليه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمين افتاد و سرش شكست ، على (عليه السلام ) دست بر سر او كشيد و زخم او التيام يافت بعد فرمود: آيا نمى دانى كه پيامبر از سوى خدا براى من حديث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدايت باد مى دانم و بعد از اين ترك نمى گويم ، فرمود: در اين حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.
امام صادق)عليه السلام ) هنگام نقل اين حديث فرمود: بسيار مى شود كه بعضى از شيعيان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بيدار شوند و ضمنا اين خطا از نامه اعمالشان شسته شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 23:8  توسط ریحانه  | 

 

اینجا قصد دارم یه بخش جدید و بسیار مهم به وبلاگم اضافه کنم. امروز روز اول شعبان است، ماهی که ما رو برای رسیدن به رمضان و مهمانی خدا آماده می کنه. برای من امروز از یه نظر دیگه هم روز مهمیه و یه آغاز تازه است. می خوام در این تقارن مبارک یه کاری انجام بدم که امیدوارم خدا توفیق ادامه­ی راه رو هم بهم عنایت کنه. اینجا برای من فرصتی برای حرف زدن از چیزهایی است که دوست دارم، برام مهمه که توش از مطالبی بنویسم که برام اهمیت دارند. سالهاست دنبال فرصتم که درست و حسابی وقت بذارم و با تفسیری از آیات قرآن آشنا بشم. می خوام از این به بعد این کار رو اینجا انجام بدم. من برای نوشتن این مطالب از تفسیر نمونه استفاده می کنم و مطالب رو هم از اینجا برخواهم داشت، ان شاءالله.

و من الله التوفیق.

 

1-1-1       (سوره 1- حمد- آیه1- بخش اول)

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

بنام خداوند بخشنده بخشايشگر

ميان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستين كلنگ هر مؤسسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمين مى زنند، يعنى آن كار را با آن شخصيت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.

ولى آيا بهتر نيست كه براى پاينده بودن يك برنامه و جاويد ماندن يك تشكيلات ، آن را به موجود پايدار و جاويدانى ارتباط دهيم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات اين جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چيزى باقى مى ماند كه با آن ذات لايزال بستگى دارد.

اگر نامى از پيامبران و انبياء باقى است به علت پيوندشان با خدا و عدالت و حقيقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از "حاتم " بر سر زبانها است به خاطر همبستگيش با سخاوت است كه زوال ناپذير است .

از ميان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همين دليل بايد همه چيز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سايه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستين آيه قرآن مى گوئيم " بنام خداوند بخشنده بخشايشگر"
بسم الله الرحمن الرحيم

اين كار نبايد تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه بايد از نظر واقعيت و معنى با او پيوند داشته باشد چرا كه اين ارتباط آن را در مسير صحيح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همين دليل چنين كارى حتما به پايان مى رسد و پر بركت است .

به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خوانيم :"كل امر ذى بال لم يذكر فيه اسم الله فهو ابتر" :هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بيفرجام است".

امير مؤ منان على (عليه السلام ) پس از نقل اين حديث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد بايد بسم الله بگويد يعنى با نام خدا اين عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .

و نيز مى بينيم امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ،" بسم الله  " بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد.

كوتاه سخن اينكه پايدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.

به همين مناسبت خداوند بزرگ در نخستين آيات كه به پيامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبليغ اسلام اين وظيفه خطير را با نام خداشروع كند: "اقرء باسم ربك".

و مى بينيم حضرت نوح)عليه السلام ) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى " بسم الله "  بگويند (و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها) (سوره هود آيه 41).

و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پياده شدند چنانكه قرآن مى گويد: "قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك) "سوره هود آيه 48)

و نيز سليمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نويسد سر آغاز آن را "بسم الله " قرار مى دهد (انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم ...) (سوره نحل آيه 30)

و باز روى همين اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود.

تنها سوره توبه است كه " بسم الله " در آغاز آن نمى بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمانشكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به رحمان و رحيم سازگار نيست

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:5  توسط ریحانه  |