دو شب پياپي خوابهاي عجيبي ديدم... پريشب خواب ديدم كه توي محل كارم نشسته ام كه زمين شروع كرد به لرزيدن، لرزشي خيلي جدي، كاملاً جلو و عقب مي رفتيم در ساختمان، بعد گچ سقف اتاقي كه ما در آستانه ي درش ايستاده بوديم ريخت بعد كل سقف شروع به ريختن كرد نمي دانم از صداي آه وحشت زده ي خودم بود يا صداي كسي ديگري در خواب كه از خواب بيدار شدم... تعبير زلزله در خواب بنا به كتاب تعبير خواب ابن سيرين چيز عجيبي است... حاكم ظالم... پناه بر خدا

امروز صبح هم خواب عجيب ديگري ديدم، توي اتوبان داخل ماشين مي رفتيم كه ديديم كنار اتوبان چندين ماشين تصادف كرده اند، حس مي كردم تعداد زيادي مرده اند، شلوغ هم بود و مردم در تردد، به طوري كه تعدادي ماشين دنده عقب مي آمدند كه به اين صحنه برسند، در اين حال حس مي كردم در همان محل دارند مردگان را تشييع مي كنند، يا شايد صدايي از عالم ارواح مي آمد و زميني نبود، به هر حال مطابق معمول تشييع جنازه لااله الا الله نمي گفتند، بلكه مي گفتند: يا نور النور، يا منور النور ...

از صبح ورد زبانم است : يا نور النور، يا منور النور... اميدوارم كه اين دو تا خوابم با هم امروز تعبير خوشي داشته باشند... امروز 13 آبان است...