گفته بودم که می رم سر کار. بیشترین دلیلم برای رفتن سر این کار آشنا شدن با محیط کاری و کارهایی است که می شه تو زمینه ی تخصصیم انجام داد. حقیقتش رو بخواهید من درس نمی خوانم که بخوام توی زمینه ی درسی که خوانده ام کار دفتری کنم بلکه درس می خوانم که روزی که امیدوارم چندان هم دور نباشه توی یه محیط آکادمیک تدریس کنم. هم این کار رو دوست دارم هم از اونجایی که از اون دست افرادی هستم که دوست دارم اطلاعاتم رو هر جا که به نظرم میاد به درد کسی می خوره بهش منتقل کنم کم و بیش با روحیاتم سازگاره. با این حال خیلی ناجوره اگه آدم بخواد بی تجربه ی عملی کاری درس بده. یعنی ابن جوری برای متعلمین هم زیاد فایده ای نخواهد داشت.
خلاصه که دارم تمام تلاشم رو برای جذب تجربه- حقیقتاْ جذب بیش از کسب- می کنم. تو رشته ی تحصیلی من از اونجایی که یکی از مهمترین بخش ها مواجه شدن با تحلیل های ریاضی معظم است نرم افزارها بسیار پیچیده و بر خلاف انتظار خیلی با کاربران غیر دوستند!!! عملا کاربران بینوا از دستشان کاملا به ستوه میان. من تو ۶-۷ هفته ای که با یکی از این نرم افزارها دست و پنجه نرم می کنم شدیدا از ضعف بخش help نرم افزار نالانم.
مصیبت بعدی اینه که چون این نرم افزارها خیلی تخصصی هستند اصلا کتابی برای آموزششون وجود نداره. من برای این که ببینم کتاب آموزشی در این رابطه داریم یا نه- که البته اطمینان داشتم که نداریم!- به سایت کتابخانه ی ملی سر زدم. درسته که به کار من نیامد اما اکیدا بهتون توصیه می کنم به جای در به در تو خیابون ها دنبال کتاب گشتن از بخش جستجوی این سایت استفاده کنید و مشخصات دقیق و کامل کتاب مورد نظرتون رو پیدا کنید تا برای تهیه اش کمتر دچار مشکل بشید.
بعد از روزها کلنجار رفتن با نرم افزار مذکور به این نتایج رسیده ام :
۱- بهترین راه برای یاد گرفتن نرم افزارهای این چنینی- که برای این که دستوری رو بهشون بدید مجبورید script مربوطه رو بنویسید و نمی تونید با کلیک کردن روی یک آیکون به خواسته تون برسید اینه که یک نمونه ی از پیش اجرا شده ی اون رو بردارید و باز نویسی کنید. این جوری آدم کم کم دستش میاد که چی به چیه. من این تجربه رو در برنامه نویس هم داشته ام و تجربه ی خوبی و قابل اتکایی به نظرم می رسه.
۲- از این که بگذریم در مورد نرم افزارها باید یه مقدار هم جسارت به خرج داد و از نتیجه نترسید و گاهی ریسک کرد. طوری نمی شه!!!
۳- بهترین موهبت در هنگام یاد گرفتن یه نرم افزار اینه که در نزدیکیتون کسی باشه که بتونه الفبای اون نرم افزار رو بهتون یاد بده. اگه چنین کسی رو پیدا کردید اصلا فرصت یادگیری ازش رو از دست ندید (من بارها این رو تجربه کرده ام و همیشه هم عالی بوده)
۴- هر قدر هم که براتون سخت بود سعی کنید help نرم افزار رو بخوانید چون خیلی از کاربران با مشکلات ساده ای مواجه می شن که می تونستند با خواندن چند خط از help اونو رفع کنند اما مدتها درگیرش بوده اند.
۵- آخرین نکته که البته به نظر من خیلی پر اهمیته اینه که باید دونست که در حوزه ی تخصصی مورد نظرمون چه نرم افزارهایی هست و هر کدوم به چه کار میان. درسته که خبره شدن در همه ی نرم افزارها شدنی نیست یا لااقل بسیار زمان بره اما اگه بدونید که چه چیزهایی تو حوزه ی کاریتون هست و چه قابلیت هایی داره کلی در انرژی و وقتتون صرفه جویی مشه (اینم بارها تجربه کرده ام که کاری رو با کلی مشقت با دست انجام دادم و بعد دیدم که نرم افزاری بوده که این قابلیت رو داشته که به سادگی مشکلم رو حل کنه!)
و ما بعد آخر این که:
اگه دانشجوید یا جایی کار می کنید که امکان یادگیری نرم افزاری رو دارید و در حال حاضر نیازی بهش ندارید این کار رو به بعد موکول نکنید و حد اقل در حد ابتدایی تا فرصت هست باهاش آشنا بشید که بعدها از این تعلل پشیمان نشید... از من گفتن!