59- به بهانه ی پاسخ به یک آشنا
برای پست قبلی نظری دریافت کردم که فکر کردم بهتره به جای اینکه خصوصی برای فرستنده ی محترمش پاسخم رو ارسال کنم اینجا جوابم رو ثبت کنم...
ایشون فرموده بودند که چرا وبلاگم رو به صورت تخصصی در نمی آرم و بیشتر جنبه ی خاطره داره... می خوام صادقانه دلیلم رو بگم... من اینجا رو درست کرده ام که توش از دغدغه هام بنویسم. دغدغه هایی که معمولا حتی نمی تونم با نزدیک ترین دوستانم هم در میانشان بذارم بدون اینکه فکرهای اشتباهی درباه ام بکنند. تجربه ی چند ساله ی دوستیهام بهم ثابت کرده که آدمها زیاد علاقه ای به شنیدن نظرات متفاوت با نظرات خودشون رو ندارند. به هرحال بعد از همه ی کلنجارهام با خودم تصمیم گرفتم اینجا حرفام رو بزنم و هر کس که دوست داشت بخواند. از بین دوستام فقط یک نفر از وجود چنین وبلاگی خبر داره که اونم اینقدر درگیره که بعید می دونم اصلا سری به اینجا بزنه... با این حساب اینجا مخاطبینی داره که منو به هیچ وجه نمی شناسند و این برای من یک نکته ی مثبته چون بدون نگرانی از تصویر و تصورشون از من توش می نویسم...
اگه بخوام یک وبلاگ تخصصی درست کنم حتما توش از اول خودم رو معرفی می کنم اما اینجا اونجا نیست. درباره ی رشته ی تحصیلیم هم نمی تونم اینجا زیاد اطلاعات بدم چون شرایط جوریه که زود منجر به معرفیم می شه
پس اجازه بدید اینجا با همین سبک و سیاق خودش به کارش ادامه بده. اگه بتونم گاهی مطالب فنی تر که لطمه ای به هدف اصلی ایجاد شدن اینجا نزنه هم می ذارم.