155- به بهانه ي ... اين روزهاي من
1- يك بيماري ساده كه مي تواند روزها آدم را از زندگي عقب بياندازد خيلي ساده مي آيد و خيلي سخت مي رود! اين روزها مريض هستم.
2- محرم براي من معاني زيادي دارد، از راه رسيده و به سرعت مي گذرد، خيلي از آنچه كه امروز دارم از اين ماه دارم و خيلي از بلايا هم به بركت اين ماه ازم برگشته است... ماه عزيزي است، التماس دعا.
3- ظاهراً يكي از دوستانم كه ماه هاست ايران نبوده ظرف اين چند روز مي آيد تا هر چند كوتاه، مدتي ايران باشد، خيلي بيشتر از آن كه بشود فكرش را كرد خوشحالم.
4- بيشتر از يك ماه از دفاعم از پيشنهاديه ي تز گذشته اما اصلاً پيشرفت قابل قبولي در كارم نكرده ام، متأسفانه
5-اين روزها كه بعد از مدتها باز به سراغ خواندن زبان انگليسي رفته ام دارم متوجه مي شوم كه بعضي چيزها از گذشته درون آدم جايي جا خوش كرده اند، كافي است برويم و پيدايشان كنيم.
6- زندگي كلاس درس است، هر روزش درسي تازه دارد... شاگردي بياموزيم.