1- سفر بودم، يك سفر عالي كه خيلي يك مرتبه پيش آمد، ساعت حدود 12 شب فهميدم كه 12 ساعت بعد بايد بروم دنبال مداركي كه بتوانم با آنها عازم مشهد شوم، آن هم 4 ساعت بعدش... يعني در كمتر از 20 ساعت من عازم مشهد بودم در حالي كه هيچ انتظارش را نداشتم

2- اين غير منتظره بودن سفر به فكر انداختم تا هر چه پيش آمد را با ديد مثبت ببينيم و باور كنم كه همه ي اتفاقات خيرند

3- اين نگاه برايم سفري به ياد ماندني ساخت

4- در طول سفر دلايل زيادي پيدا كردم كه به نظرم هر كدام مي توانستند به تنهايي عاملي باشند براي خوانده شدن من به آن حريم امن، و همه با هم وجود داشتند

5- عشق نابي را تجربه مي كنم كه سالها در انتظارش بودم، بارها گفته بودم كه "الهي اسئلك حبك" ... ظاهراً دعاهايم مستجاب شده اند

6- كارهايم خيلي عقب مانده، در اولين فرصت به همه سر ميزنم پيشاپيش عذر تقصير بابت تأخير