این بار درباره­ی کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" حرف می­زنم:

این کتاب که به گفته­ی خود پائولو کوئلیو درباره­ی مواجهه­ی یک فرد با مفهوم قدرته داستان ورود شیطان به یک دهکده است. شیطان با ورودش به دهکده­ای که سالهاست هیچ رونقی درش نیست و همه جوانهاش، به جز یکی که امکانش رو نداشته، اون رو ترک کردند با خودش پیشنهادی آورده که می­تونه همه چیز دهکده رو تغییر بده... او با خودش چند شمش بزرگ طلا داره که حاضره اون رو به مردم دهکده بده به شرطی که یک نفر رو از مردم دهکده، که برای شیطان تفاوتی ندارد چه کسی، بکشند... کتاب شرح درگیری­های ذهنی افراد با خودشون و درگیری­های لفظی­شون  با هم برای تصمیم­گیری در این مورد رو به تصویر کشیده.