مهمانی بزرگ خدا از راه رسید. امسال متاسفانه حسابی درگیر بودم و این شد که اصلا فرصتی دست نداد که هیچ جور برای این مهمانی مهم آماده بشم. خیلی مضحکه که وقتی برای یک مهمونی معمولی دعوت می شیم کلی از قبل به این فکر می کنیم که چی بپوشیم که مناسب حال اون مهمانی و میزبانش باشه اما شان و مقام میزبانی چون خدا رو خیلی ساده فراموش میکنیم. البته شاید یکی از دلایل عمده ی این نسیان این باشه که باور نداریم که مهمان خدا هستیم و این دور از انتظار هم نیست. مایی که هر روز از انواع نعمات الهی بهره مند میشیم و خدا رو با اون همه لطف و مهربونی فراموش می کنیم و تا دچار مشکلی نباشیم کمتر پیش میاد که به خدا از صمیم قلب توجه کنیم چه طور میشه که تو این ماه که بیشترش به امساک از نعمتهایی می گذره که ۱۱ ماه سال بی توجه به اهمیتشون ازشون بهره مندیم احساس کنیم که سر سفره ی گسترده ی الطاف خداوند هستیم...

من به خودم می گم بیش و پیش از همه . امیدوارم که این سال خدا لطفی کنه و من نافهم هم چیزی از عظمت این ماه درک کنم که میدونم دور نیست قیامت و بی شک اونجا بابت همه لحظات و ایام رفته ی عمرم که در غفلت و بیخبری گذشته حسرت خواهم خورد.

تو لحظات خوش مناجاتتون با خدا برای فرج هم دعا کنید که گشایش کار دنیا در فرج است.

براتون روزها و شبای نابی آرزو می کنم