وقتی به دنیای اطراف نگاه می­کنید حس نمی­کنید دنیا این چند سال اخیر خیلی بد شده؟ دیگه جدا گاهی حس می­کنم به هیچ­وجه جای زندگی نیست. انگار داریم تو میدون جنگ زندگی می­کنیم و گاهی حتی از اون بدتر در باتلاقی انباشته از کثافات. گاهی حالم از همه­ی این خودخواهی­های آدمها به هم می خوره. همیشه به این فکر کرده­ام که حیوانات درنده فقط در حدی شکار می­کنند که گرسنگیشون برطرف بشه. یه شیر که به یه گله می­زنه همه گله رو نمی­دره اما آدمها کاری می­کنند که ردی از شکارشون هم باقی نمونه. این آدمهای سبع بی­همه چیز حالم رو به هم می­زنند. مهم نیست که طرفدار کدوم دین و آییند ودر کدوم منصب هر چه که هستند خون مردم رو توی شیشه می­کنند... می گن که روزی خواهد آمد و این همه تلاطم برای هیچ را نیست خواهد، خواهد آمد اگر ما راه آمدنش را هموار کنیم نه با حرف که چه بسیارند مدعیان بی­عمل بلکه با عمل بی­ادعا... "شاید این جمعه بیاید ... شاید"