36- به بهانه ی جمعه ای دیگر بدون او
وقتی به دنیای اطراف نگاه میکنید حس نمیکنید دنیا این چند سال اخیر خیلی بد شده؟ دیگه جدا گاهی حس میکنم به هیچوجه جای زندگی نیست. انگار داریم تو میدون جنگ زندگی میکنیم و گاهی حتی از اون بدتر در باتلاقی انباشته از کثافات. گاهی حالم از همهی این خودخواهیهای آدمها به هم می خوره. همیشه به این فکر کردهام که حیوانات درنده فقط در حدی شکار میکنند که گرسنگیشون برطرف بشه. یه شیر که به یه گله میزنه همه گله رو نمیدره اما آدمها کاری میکنند که ردی از شکارشون هم باقی نمونه. این آدمهای سبع بیهمه چیز حالم رو به هم میزنند. مهم نیست که طرفدار کدوم دین و آییند ودر کدوم منصب هر چه که هستند خون مردم رو توی شیشه میکنند... می گن که روزی خواهد آمد و این همه تلاطم برای هیچ را نیست خواهد، خواهد آمد اگر ما راه آمدنش را هموار کنیم نه با حرف که چه بسیارند مدعیان بیعمل بلکه با عمل بیادعا... "شاید این جمعه بیاید ... شاید"