43- به بهانه ی آشنایی با وجهه ی جدیدی از الطاف خدا
در تفسیر عسکری"ع " از امیرالمؤمنین "ع " نقل شده که فرمود: از رسول خدا"ص" شنیدم که فرمود : درگذشته دو پادشاه بودند ، یکی مؤمن به خداوند بود و دیگری کافر.پادشاه کافر مریض ، خود به ماهی راغب گشت در حالی که هنگام صید ماهی نبود.زیرا آن ماهی که او می خواست درآن هنگام داخل دریا بودند . درنتیجه پزشکان او را از حیاتش مایوس ساختند و گفتند: جانشین خود را تعیین کن چون حیات تو و شفای تو بوسیله آن ماهی ست که به آن فعلا دسترسی نیست . پس خداوند ملکی را تعیین کرد که ماهی ها را به جایی ببرد که شکارش آسان است. لذا ماموران پادشاه ماهی ها را گرفتند، پادشاه خورد از مرض شفا یافت.
از قضا بعدا آن پادشاه مؤمن بیمار شد ولی مرض او در زمانی بود که آن ماهی ها درشط ها بودند و به دریا نمی رفتند. پزشکان گفتند: شفای بیماری تو فلان ماهی است. بعد هم گفتند: خوشحال باش. چون حالا موقع صید آن ماهی ست. خداوند ملکی را مامور کرد که آن ماهی ها را از داخل شط ها به داخل دریاها برانند که صید آن مقدور نباشد.از این رفتار خداوند،ملائکه و اهل زمین دچارشگفتی شدند،حتی نزدیک بود فتنه ای برپا شود.لذا خدا به ملائکه و پیامبر زمان وحی فرمود که : من خداوند کریم و فضل دهنده هستم و قادرهم می باشم. هرچه که بخواهم بدهم، می دهم و به احدی ستم نمی کنم.اما این که دیدید شکار ماهی را برایش آسان کردم آن هم درغیر موقع شکار، برای این بود که او یک عمل خوبی انجام داده بود و بر من حق بود که عمل نیک او را ضایع نکنم تا روز قیامت به حسابش برسم و ضمنا این پاداش را به وی دادم که در نامه ی عملش حتی یک ثواب نباشد تا روزقیامت بواسطه ی کفرش داخل جهنم شود. ولی از آن پادشاه مؤمن وعابد ماهی را منع کردم بواسطه ی این بود که او یک گناهی مرتکب شده بود، خواستم با این عمل اثر آن گناه را از نامه ی اعمالش محو کنم تا روزی که به ملاقات من می آید ، گناهی نداشته باشد تا داخل بهشت بشود .