دو سه هفته ی اخیر درگیر تهیه ی یک مقاله بودم. یکی ندونه فکر می کنه چه کتاب مهمی می خواستم منتشر کنم!!! فقط یه مقاله ی ۸ صفحه ای بوده حالا. اونم تازه به زبان اصلی (همین فارسی خودمون رو عرض می کنم هااا) ... ضمنا قبلا یک نمونه ازش داشتم. یعنی اون روزهایی که درگیر کار پایان نامه ام بودم این مقاله رو جمع و جور کرده بودم و دیگه هم فرصت نکرده بودم که سر و سامانش بدم تا این که بالاخره این روزها فرصتش دست داد. این چند وقت ۳-۴ بار استادم متن رو زیر و رو کرده و کلی اصلاحات بهش زده و تقریبا دیووونه ام کرده!!!... و الان که تازه یکی دو ساعته تموم شده یک نفس راااااااااااااااحت می کشم

داشتم فکر می کردم عجب آدمهای فوق العاده ای بودند اونهایی که تو قرن های پیش با اون امکانات اندک علمی اونقدر علم تولید کردند. دانشمندان جدا زحمات زیادی کشیده اند. من در حالی که الان به مقالات علمی سر تا سر دنیا دسترسی دارم گاهی می مونم که چه جوری به نتیجه ی قابل قبولی تو زمینه ی تحقیقیم برسم... اصلا نمی تونم حال مردمان اون زمان رو درک کنم و شدیدا بهشون ادای احترام می کنم