96- به بهانه ی ...
نزدیک به یک ماهه که چیزی ننوشته ام... تو این یک ماه بدترین - واقعا بدترین- روزهای زندگیم رو گذرانده ام ... اما الان همه چیز خیلی بهتر شده به لطف خدا ...
مشهد بودم و زیارت... این بار با تمام دفعاتی که رفته بودم فرق داشت فرق های بنیادین و امیدوارم که بر من هم اثری کاملا متفاوت گذاشته باشه...
هنوز تو سکوت غوطه ورم... بتونم بنویسم میام
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 10:37 توسط ریحانه
|